سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
نبرد ایران و اسرائیل

روابط دختر و پسر رابطه با جنس مخالف رابطه نامشروع دوست دختر دوست پسر حریم عفاف حجاب طرح تفکیک جنسیتی جنسی بلوغ مهارت ارتباطی هوش هیجانی گشت ارشاد طرح نسبت اعتراض سیاسیفاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم که ما به شدت به یک مدل جامع و واقع بینانه در مورد روابطمون با جنس مخالف نیازمندیم.
«مهارت ارتباط صحیح با جنس مخالف»! این، چیزیست که زن و مرد و دختر و پسر باید داشته باشند و ندارند!

این مهارت که نباشد، وقتی به ضرورت تحصیل یا کار یا هر ضرورت دیگر، دختر و پسر می خواهند باهم ارتباط داشته باشند، یا دختر متهم می شود یا پسر مجرم می شود یا دختر مجرم می شود یا پسر متهم می شود یا همه ی موارد!
این مهارت که نباشد، نتیجه ی ارتباط دختر و پسر، می شود روان آزرده و احساس رنجیده! نتیجه اش می شود یک سری آسیب و صدمه و زخم! یک مشت خاطرات تلخ که باید ازشان فرار کرد و نمی شود!
این مهارت که نباشد، بهتر است اصلا دختر و پسر آفتاب و مهتاب نبینند و توی دانشگاه هم از یکدیگر جدایشان کنند! والّا!
بهتر است از هم تفکیک جنسیتی بشوند تا به روان و احساس هم آسیب نزنند!
تفکیک جنسیتی البته، ساده ترین راه حل است و نه لزوماً عاقلانه ترین!
حتی فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم که تفکیک جنسیتی، پاک کردن صورت مسئله است! بخّدا!
صورت مسئله در دانشگاه پاک می شود ولی در خیابان و پارک و کافی و اونجا و اونجا و حتی اونجا، حل نشده باقی می ماند!
این مهارت اگر نباشد، بهتر است دختر و پسر همدیگر را نبینند! اصلا بهتر است قید ازدواج و سر و همسر را بزنند و مجردی، بروند توی غار زندگی خودشان را بکنند!
غارنشینی لااقل یه مشکل کوچولـ... خب نه! ... غارنشینی لااقل یه مشکل بزرگه، ولی خب یه مشکله!
اما در ارتباطی که بدون مهارت شکل بگیره، ممکنه توی هر لحظه اش یه مشکل جدی و آسیب تلخ اتفاق بیفته! نمی افته؟

 این مهارت امّا، که داریم ازش حرف می زنیم، به نظرم یه همچین مؤلّفه هایی داره:
یک: بلوغ نسبی شخصیت دختر و پسر.
یعنی هویت فردی، عقل معاش، هوش هیجانی و شخصیت اجتماعی فرد باید ثبات و بلوغ نسبی داشته باشه.
دو: داشتن نگاه انسانی به جنس مخالف، و نه نگاه جنسی!
البته ما در روابطمون با همدیگه، نمی تونیم از هویت جنسی مون فارغ باشیم، اما اگه قراره این روابط، بدون صدمه و آسیب برگزار بشه، باید روی سردر هر رابطه، این تابلو رو نصب کرد: "من برای یه مسئله ی انسانی، دارم با یه انسان تعامل می کنم! نه با یه مؤنّث یا مذکّر!"
وقتی این تابلو به سردر روابط کاری یا تحصیلی یا هر رابطه ای که بنا به یه ضرورتی شکل گرفته نصب بشه، دوتا اتفاق می افته:
دو_یک: دختر و پسر وقتی توی یه رابطه ای قرار می گیرن، بُعد جنسی شان را برای طرف مقابل، بُلد نمی کنند!
دو_دو: دختر و پسر وقتی توی یه رابطه ای قرار می گیرن، برای کشف و دست اندازی به بُعد جنسی طرف مقابلشان، تلاش حریصانه نمی کنند!

این مهارت که نباشد، روابطمون با جنس مخالف به جاهای باریک می کشد و بعد یک عده دیگر _خیرخواهانه_ برای مدیریت این بحران، "گشت ارشاد" راه می اندازند و مگر به این سادگی است مدیریت این بحران؟ و اصلا مگر به این سادگی درست شده است این بحران که یه این سادگی بشود مدیریتش کرد؟!
"گشت ارشاد" که راه بیفتد، دختر و پسر حس می کنند این رفتار حاکمیت با اونها، محترمانه نیست و البته که نیست! و مگر رفتار دختر و پسر و روابطشان با یکدیگر محترمانه است؟
بعد یک عده ی دیگر می خواهند "طرح تفکیک جنسیتی" رو توی دانشگاه اجرا کنند، و باز هم دختر و پسر حس می کنند این رفتار حاکمیت با اونها، محترمانه نیست و البته که نیست! و مگر رفتار دختر و پسر و روابطشان با یکدیگر محترمانه است؟
رابطه ای که مدام دارد تویش به جنبه های جنسی تاکید می شود، محترمانه است؟ مگر اینکه لازم باشد در مورد محترمانه بودن یک چیز بحث کنیم!

وقتی این "دومینو" به شکل خطرناکی شروع به ریزش می کند، فقط در سطح یک آسیب فردی متوقف نمی ماند!
آرام آرام تبدیل می شود به آسیب های اجتماعی، به ناهنجاری های فرهنگی، به جرم و بزهکاری، به آسیب های عقیدتی... و گاهی تبدیل می شود به یک نوع نگاه معترضانه ی سیاسی حتی!

فعلا به نظرم، مناسب ترین موردی که می شود برای تدبیر این مسئله، رویش حساب کرد، خود دختران و پسران هستند!
کارگزارانی که قاعدتاً می بایست تدبیر کننده ی این مسائل باشند، یا بی خیالند، یا گرفتارند یا هر دو!
اتفاقاً ما دختر و پسرهای جوان بهتر می تونیم باهم به یه مفاهمه ی امیدوارکننده برسیم تا با دیگران!
خودمون باید بنشینیم دور هم، و یه مدل واقع بینانه در مورد روابط با جنس مخالف تعریف، طراحی و بعد اجرا کنیم!

 


+ نوشته شده در دوشنبه 90/7/11ساعت 9:44 صبح توسط میم - فاء | نظر